
هرسال وقتی شب ۱۲ اردیبهشت هزاران شهاب به سمت زمین هجوم میاوردن از خودم می پرسیدم چه اتفاقی افتاده که آسمونیا میخوان خودشونو به زمین برسونن؟.... و امسال فهمیدم اونا به پیشواز حضور مسافری میان که در روز ۱۲ اردیبهشت زمینو با گامهای مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه

فرشته کوچولوی من!اون شب که تو پا به این دنیای بزرگ گذاشتی یه شب بارونی بود.......ولی این بارون نبود که از آسمون می بارید.....اشکای فرشته های آسمون بودکه برات گریه می کردن........چون یکی از فرشته ها کم شده بود 

قسم به پاكي كه تولد آغازيست براي يك رويا، رويائي براي زندگي. تولد آغازيست براي يك راز، راز ِ ماندگاري. قسم به چشمان ستاره كه هر شب در آسمان، سو سويش دل هزاران عاشق را شاد مي كند، تولد، سرآغاز يك انتظار است، انتظار پيوستن خيال درآرزویی دور به وصال. و قسم به همه خوبيها تولد بهانه ايست، بهانه اي براي خدا كه بگويد جريانش هميشه است و همه هميشه خواهدبود. اما سهم من سهم من از تولد شايد، روز دگر وفردایی باشد كه هرگز بدان دست نيابم و اما سهم تو...سهم تو از تولد، ماندگاري، انتظار، رويا و زندگي ست، پس به اندازه همه خوبيها، به اندازه همه پاكيها، به اندازه همه ستاره ها، به اندازه همه عشقها، به اندازه همه فرداها، دنيايت پرازاميد،مهرباني، و شادماني باد.
عزیزم تولدت یک دنیا مبارک

بقیه ی جشن تولد در ادمه ی مطلب
ادامه مطلب


