
وقتى دست روزگار سرنوشت را مى نوشت
تا به اسم تو رسيد پر شد از بوى بهشـــــــت
۲۴شهریور با نام تو رقم خورده تولدت مبارك
سلام
مي خوام يه خبر خوش بهتون بدم![]()
۲۴ شهریورتولدبشری جونمه . ![]()
مي خوام همين جا بهش بگم تولدت مبارك عزيزم خيلي دوستت دارم![]()


روز تولد تو پر از ستاره بارون پرازبادکنک و شوق پرازآینه و شمعدون
واسه تولد تو باید دنیـــــــا رو آورد ستاره ریخت روسرت توروتا آسمون برد

لبخند زدي و آسمان آبى شد شبهاى قشنگ مهر مهتابى شد
پروانه پس از تولد زيبايت تا آخر عمر غرق بي تابي شد
یه آسمون گلهای یاس و میــــــــــخک.
يه دنيا عشق و اشتياق و پولـــــــــــك.
يه حس آشنا با قلبي بى قرار و كوچك.
فقط مي خواد بهت بگه تولدت مبارك

كاشكي مي شد..........
برای تولد تو گلهاي ياس بياررم
دل كوچك و نازت هر چه ميخواس بيارم
ماه را بيارم پايين از آسمون قلبم
تو را به جاش كنار ستـــــــــاره ها بذارم
برا گلهاي عشقت تو باغچه ی نگاهت
يه قطره بارون بشم يواش يواش ببارم
هر چه گله دسته كنم از توی باغ زندگي
همه را يكجا بيارم تو دست تو بسپــــارم
هرچه گل محبته شاخه به شاخه جمع كنم
همه را توي قلبت يادگاري بكــــارم
چشمان زيباي تو را پر از شقايق ببينم
سفيد بشه شبهاي تو سياهــه گرروزگارم
هر چه كادو تولده همه را یکجا بخرم
تا برسه تولدت يه گوشـــه اي نگه دارم
يادت باشه محبت چشماتو من بدهكارم
هر چه غمه به من بده غصه هاتو طلبكارم
تولدت مباركه زنده باشي هزار هزار
من اگه رفتم تو باشي زنده باشه يادکارم
چه لطیف است حس آغازی دوباره![]()
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...![]()
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!![]()
و چه اندازه شیرین است امروز...![]()
روز میلاد...![]()
روز تو!![]()
روزی که تو آغاز شدی!![]()
۲۴ شهریور ماه روز میلاد بشری خودمه![]()
تولدت مبارک بشری عزیزم ![]()

و خداوند دمید در کالبد جهان عشق و مودت را ![]()
ای درخشش پاک جویباران
ای شکوه و عظمت آسمان ![]()
ای جوشش آب چشمه ساران ![]()
من چگونه خداییت را سپاس گویم حال آنکه این زبان که در توصیف رحمان بودنت زبون است تو خود به من عطا کردی.![]()
هر بامداد آن لحظه که ندای مهربانیت به گوش می رسد آن دم که نغمه فراخوانی تو به محفل دوستان در گوش طبیعت طنین انداز است وقتی بر می خیزم که ندایت پاسخ دهم چگونه برای دوباره برخاستنم تو را شکر نگویم ![]()
آن هنگام که صدای قلبم به گوش می رسد چگونه برای اهیای تپشی که هر آیینه می توانست نباشد شکرانه به جا نیاورم
وقتی چشمانم به غروب دل انگیز خورشید خیره می شود چگونه غظمت تو را از ذهن عبور ندهم حال آنکه می توانستم لایق چنین لیاقتی نباشم ![]()
آن هنگام که قدم هایم یکی پس از دیگری بر زمین استوارت کوبیده می شود چگونه استواری زمینت را سپاس گو نباشم![]()
ای مهد قدرت ای آیینه محبت
چگونه خداییت را سپاس گویم؟![]()
من بر بندگی ام می نازم می نازم که در پیشگاهت قیام میکنم می نازم که سجود درگاهت را با روحم درک می کنم ![]()
ای تو طلوع مهربانی ای گهواره استواری ![]()
چگونه بندگی ام را سپاس گویم؟ چگونه نگاههای عاشقانه ات را پاسخ گو باشم؟ ![]()
و چگونه تا آسمان مقدست عروج کنم؟![]()

The A-z of friendship
A ccept you as you are
Believe in you
Call you just to say hi
Don't give up on you
Envision the whole of you
Forgive your mistakes
Give unconditionally
Help you
Invite you over
Just like being with you
Keep you close a heart
Love you for who you are
Make difference in your life
Never judge you
Offer support
Pick you up
Quit your fear
Raise your spirits
Say nice things when you need to hear it
Tell you the trust
Understand you
value you
Walk beside you
Xplain thing you don't understand
Zab you back to reality


